روز یکشنبه با جوجه های خوشگلم رفتیم خونه حاج خانم و به طرز غافلگیرانه ای تولد داشتیم . آخه من فکر نمیکردم یادشون باشه ![]()

روزدوشنبه هم مادرجون اومد خونمون و پدر کیک گرفت و بازم تولد داشتیم .

نازنین زیبن رو به خاطر سرفه هائی که پیدا کرده بود بردم پیش خانم دکتری که تو بیمارستان مادران اولین ویزیتشو انجام داده بود . چون دکتر ناطقیان گفته بود کنگره س و نیست . این خانم دکتر هم فرستاد برای عکس ریه به بیمارستان حضرت علی اصغر . حسابی حالم گرفته شد با دیدن بچه های مریض و از خدا خواستم به حق حضرت علی اصغر خودش نگهبان همه بچه ها باشه . ![]()
بلبل شیرین زبونمون که یه کم هم بادیدن سریالهای تلویزیونی بد دهن هم شده
حسابی ما رو سرگرم خودش کرده و البته حسابی هم با خواهرش بازی میکنه . نازنین زینب هم حسابی میشناسدش و بهش میخنده . ![]()
اونروز خونه حاج خانم اینا بهش میگم نرو توی اتاق شاید لولو باشه . بهم میگه این مزخرفات چیه میگی
. هر روز برنامه کار کردن با بن بن بن رو داریم و حسابی به این بازی علاقمنده . تا الان ۲۰ کلمه رو میتونه بخونه .
اینم نوع جدید پرتقال خوردن
. عاشق مرکباته و تقریبا" روزی ۶ الی ۷ تا نارنگی یا پرتقال میخوره . باورتون میشه ؟

دیشب هم رفتیم عمو مهدی اینا و حسابی از دیدن امیر عباس عسلی خوشحال شدیم ![]()
![]()













